خرید بک لینک
یک 1

نویسنده مسلم شوبکلائی در چهارشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۶ |

  • باد وزید.
  • موهایش تاب خورد؛
  • شلاق شد بر لاشۀ «من».
  • چشمهایش را به من دوخت،
  • دو چاله پر از آب،
  • دو میخ برآمده از جان.
  • دو میخ در چشمهایم کوبانده شد.
  • «من» فریاد برآورد،
  • فریادی از درد،
  • بارشی از جیغ در پسزمینۀ شب.
  • نگاهْ مات شد،
  • مات تو.
  • گاه سر میجنباندی
  • و گاه سر در توبره میکردی.
  • نگاهت مرا میجنباند
  • و با خودت میکشاند،
  • اگر میخکوب نبودم.
  • زبان در دهان خشکیده است،
  • نان سنگکی در دل کویر.
  • و باد میوزد؛
  • موهایت تاب میخورد.

برچسب: نویسنده: دانیال اسدی تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1396 ساعت: 9:14

صفحه بندی