نامه‌ای به شهید حججی | بلاگ

نامه‌ای به شهید حججی

تعرفه تبلیغات در سایت
نامه‌ای به شهید حججی

نویسنده مسلم شوبکلائی در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۶ |



  • سلام
  • محسن‌جان!
  • دلم می‌خواست ببوسم‌ات اما نشد.
  • و خوش به حال صبا که رگ‌های حنجرت و چشم‌هایت را در غربت بوسید.
  • و راز سر به مُهر غربتت را فاش کردکه دل‌خوشی‌ات به غربت بود: طُوبَى لِلْغُرَبَاءِ.
  • آنگاه که فرشتگان در هروله بودند تا تو بیایی،
  • آنگاه که اهل زمین در ولوله بودند تا یک زمینی آسمانی شود،
  • همگان آقازاده‌ای را دیدند که نقش می‌زند تعزیۀ کربلا را بر بیابان شام
  • و چشم دوخته است به علقمه و پیکر عباس.
  • انگار کن سرمشق نوشته‌ای برای هم‌کلاسی‌هایت،
  • که تو مبصر کلاس بودی و معلم به ناز نگاه تو می‌خندید.
  • اما ما، هم‌کلاسی‌هایت، دل‌خوشان به قهقهۀ مستانۀ دنیا، وامانده‌ایم از راهی که تو از سر گرفته‌ای!
  • برادرم!
  • باز هم نگاهی کن.
  • معجزۀ نگاهت اثر دارد.
  • با نگاه توست که صبا وزید و دوباره بوی شهادت پیچید و جامعه جنبید و به خود آمد و اشک ریخت و سوخت و جان گرفت.
  • دلم تنگ شده است برای معجزۀ نگاهت.
  • بیا و یک بار دیگر نگاهم کن.
  • مسلم شوبکلائی
...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 1:27